|
|
|
|
|
دنیای کودکان همیشه جالب بوده! استادی داشتم که می گفت مثل کودکان در زمان حال زندگی میکنه! معتقد بود جوان در فکر آینده است و پیر (دیرینه روز) به فکر گذشته ی از دست داده...
هدف از این مقدمه ی بی ربط این دو عکس از دنیای کودکانه... (با دیدن اولی یاد خودم و شنگول افتادم!)
و این دومی که دارن سیب ترش می خورن!!!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 11:53 توسط شنگول
|
|
||
|
|
|
|
|
ای کاش دنیایمان به هم نزدیکتر بود آنقدر نزدیک که دیگر چیزی به نام فاصله معنایی نداشت
ای کاش فاصله ی میان آدمها به قدر فاصله ی دلهایشان بود تا دیگر دوری و دلتنگی معنایی نداشت ای کاش... برای طی کردن فاصله ها چقدر باید عاشق بود..؟ آیا در کوله بارمان به قدر این همه فاصله توشه ی راه برداشته ایم..؟ توشه ای از صبر و عشق صبر برای تحمل دوری و دلتنگی و عشق برای نهراسیدن از فاصله ها
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 2:8 توسط شنگول
|
|
||