تبليغاتX
شنگول
سلام

mj همون دوستیه که ازش واستون گفته بودم.یه مدتی سفر بود ولی حالا که برگشته قراره که این مدت غیبتش رو جبران کنه و حسابی مطلب بنویسه.( mj اومدم اینجا گفتم که بعدا زیرش نزنی) البته خداییش خوش قوله و بهترین...

بگذریم

تا حالا به ظاهره آدما فکر کردین!واقعا چیزی که در ظاهر دیده میشه تا چه اندازه میتونه بیانگره شخصییتمون باشه؟

میگن:مهم نیست قشنگ باشی.قشنگ اینه که مهم باشی حتی واسه یه نفر. اما وقتی اطرافمون پر از آدماییه که دیگران رو با رنگه چشماشون میبینن نه نوعه نگاهشون هنوزم میشه باور داشت که...

از این بدتر زمانیه که بخوایم دیگران رو با مارکه لباسشون بشناسیم.

خلاصه اینکه سعی کنیم اینجوری نباشیم( اینم پیامه اخلاقی)

چیکار کنم دیگه خواستم وبلاگ یکنواخت نباشه!

شاد باشید و ایام به کامتون.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 2:39  توسط شنگول  | 

عمری را در گوشه های تاريک و نمور پرشن بلاگ گذرانديم؛ تجربه ای بود برای خودش که: "گذشت"، (تنها چيزی که می توان از اين تجربه گفت که شايد بهترين گفتنی هم همين باشد). می نوشتيم و بعد از آپ کردن خوشحال بوديم که سرگرمی هفته مان (و گاه سه روزه مان، تا آپ بعدی) جور شده! دوستان وبلاگی حتما می‌دانند ديدن عدد درون پرانتز آخر هر پست چه صفایی دارد... .

آره جونم! ما هم پرحرفی بوديم در وبلاگمان، که گاه با ديدن آپ های پی در پی ديگر وبلاگی ها کفمان می بريد که بابا اينها که ادعايی ندارند اينجوری وبلاگ می ترکونند، اونوقت ما که ادعامون می شه حوصله ی آپ بيشتر از دوبار در هفته رو نداريم!

بگذريم که اينجا برای حرف زدن من نيست و همونطوری که گوشه ی اين صفحه هم نوشتم، تنها يک هديه ی ناچيزی است از من حقير سراپا تقصير به بهترين دوستی که تابحال داشتم (و مطمئنم بهتر از اون نمی تونم داشته باشم). و من هم چون قول دادم در نوشتن وبلاگ کمکش کنم الان اينجام!

همونطور که گفتم من هم يه زمانی وبلاگ داشتم اما از اون جايی که من اصولا با يکنواختی مخالف و طرفدار تنوع طلبی هستم؛ گفتم که از کليشه بيرون بيام و وبلاگ تازه ای رو تجربه کنم! مطمئنا اولين لينکش همين "شنگول" خواهد بود.

شنگول بهترين دوستيه که تاحالا داشتم (حرفم تکراری بود؟! اگه لازم بشه باز هم تأکيد می کنم!)؛ هواشو داشته باشين و هميشه پستهای ادبی و احساسيشو بخونين. البته که خداييش من بتونم اينجوری بنويسم!

«رييس! موفق باشی و من را هميشه همراهت بدان»

در پناه حق شاد و شنگول و ميمون باشيد!

(دوست و دوستدار شنگول: mj )

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 20:7  توسط شنگول  | 

گویند که ما همیشه :

سختها را میخواهیم

پررنگها را میبینیم

وصداهای بلند را میشنویم

غافل از اینکه بهترینها آسان می آیند/بیرنگ میمانند

و بیصدا میروند...

این چه رسمی است که خود را به آن عادت داده ایم؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 1:57  توسط شنگول  |