|
|
|
|
|
لحظه ها را با سرعت سپری کردیم
تا به خوشبختی برسیم غافل از آنکه همان لحظه ها خوشبختی ما بود ... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:42 توسط شنگول
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستی ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست
دوستی آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچگاه نداند که چرا خیس نشد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 12:45 توسط شنگول
|
|
||
|
|
|
|
|
گل نیلوفر در مرداب میروید تا بگوید
در سختترین شرایط باید زیباترین بود... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 1:1 توسط شنگول
|
|
||
|
|
|
|
|
"من و تو"
و انگاه خود را کلمه ای میابی که معنایت منم و مرا صدفی که مرواریدم تویی و خود را اندامی که روحت منم و مرا سینه ای که دلم تویی و خود را معبدی که راهبش منم و مرا قلبی که عشقش تویی و خود را شبی که مهتابش منم و مرا شمعی که بروانه اش تویی و خود را انتظاری که موعودش منم و مرا تنهایی که انیسش تویی
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 10:40 توسط شنگول
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
این وبلاگ قرار نبود مال من باشه و دوستی که برام خیلی عزیز وبلاگ خودش رو بهم هدیه داد تا بالاخره منم بنویسم! راستش من چیزی از وبلاگ نویسی نمیدونم و تاحالا تجربش رو نداشتم و قرار دوستم بهم کمک کنه و باهمدیگه بنویسیم. دلم میخواد این وبلاگ جایی باشه واسه حرفای نگفته هممون...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 12:22 توسط شنگول
|
|
||